معنی هض
7 بازدید
[ هَ ض ض ] (ع مص) شکستن چیزی را و کوفتن. (منتهی الارب). شکستن. (تاج المصادر بیهقی). شکستن و خرد کردن. (اقرب الموارد). || شکستن، دون هد و فوق رض. || شتاب رفتن شتر. || به روش نیکو رفتن مردم. || برآغالانیدن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هض» برای سرودن شعر