معنی هصور
6 بازدید
[ هَ / هَ صْ وَ ] (ع ص، اِ) شیر. (از اقرب الموارد): و تحت ثیابه اسدٌ هصور؛ ای قوی. (منتهی الارب): سلطان چون شیر هصور و فحل غیور بر عقب ایشان تا به حد هزاراسف رسید. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «هصور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر