معنی هش داشتن

معنی هش داشتن

3 بازدید
[ هُ تَ ] (مص مرکب) متوجه و ملتفت بودن. (یادداشت مؤلف). مراقب و مواظب بودن : همانجا که بینیش بر جای کش نگر تا بداری بدین کار هش.فردوسی. هش دار، مدار خوار کس را مرغان همه را حقیر مشمر.ناصرخسرو. ای کام دلت دام کرده دین را هش دار که این راه انبیا نیست.ناصرخسرو. گفت اشتر که اندر این پیکار عیب نقاش می کنی هش دار.سنائی. می اندرده که در ده نیست هشیار چه خفتی، عمر شد، برخیز، هش دار.عطار. طوطی خط سبزت می آید و میجوشد هش دار که آن لحظه اندر شکرت افتد. عطار. هش دار تا نیفکندت پیرویّ نفس در ورطه ای که سود ندارد شناوری.سعدی. ای که بر مرکب تازنده سواری هش دار. سعدی (گلستان).

کلمات هم‌قافیه با «هش داشتن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید