معنی هشوش
5 بازدید
[ هَ ] (ع ص) شاة هشوش؛ گوسپند بسیارشیر. (از منتهی الارب). ثارّة باللبن. || ناقة هشوش؛ شتر بسیارشیر. (از اقرب الموارد).[ هَ ] (اِخ) قبیله ای است از قبایل عرب فارس که از اعراب بر نجداند. مسکن آنها نواحی بندر هندیان از بلوک فلاحی است و معیشت آنها از گوسفند و مادیان و شتر و زراعت دیمی و زبانشان عربی است. (فارسنامهٔ ناصری).
کلمات همقافیه با «هشوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر