معنی هشو
6 بازدید
[ هُ ] (اِ) هوش و ذهن و عقل و زیرکی. (برهان). ظاهراً کلمهٔ هشومند را که مرکب از هش +-ومند است مرکب از هشو +مند پنداشته اند و هشو را به معنی هوش گرفته اند. (از حاشیهٔ برهان چ معین). || قلعه و حصار. (برهان).[ هَ ] (اِ) مغز استخوان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «هشو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شو» برای سرودن شعر