معنی هشتن

معنی هشتن

4 بازدید
[ هِ تَ / هَ تَ ] (مص) گذاشتن. (برهان). نهادن. روی چیزی یا بر جایی قرار دادن : چون درآمد آن کدیور مرد رفت بیل هشت و داسگاله برگرفت.رودکی. تو حاصل نکردی به کوشش بهشت خدا در تو خوی بهشتی نهشت.سعدی. - فروهشتن. رجوع به فروهشتن شود. || باقی گذاشتن. به جای گذاشتن پس از خود: پس بیوبارید ایشان را همه نه شبان را هشت زنده نه رمه.رودکی. نهشت از دلیران خود هیچ یک که آرند هر بادپا را به تک.فردوسی. همه خاک دارند بالین و خشت خنک آنکه جز نام نیکی نهشت.فردوسی. چون باید مرد و آرزوها همه هشت چه مور خورد به گور و چه گرگ به دشت. خیام. نیکبخت آنکه خورد و کشت و بدبخت آنکه مرد و هشت. (گلستان). || رها کردن. (برهان). واگذاشتن. ول کردن : سوی مرزدارانْش نامه نوشت که خاقان ره رادمردی بهشت.فردوسی. چو قیصر که فرمان یزدان بهشت به ایران به جز تخم زفتی نکشت.فردوسی. قیامت کسی ره بَرَد در بهشت که معنی طلب کرد و دعوی بهشت.سعدی. دل به بازارها گرو کرده کهنه را هشته قصد نو کرده.اوحدی. در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند آدم بهشت روضهٔ دارالسلام را.حافظ. - از دست هشتن؛ رها کردن. قطع امید کردن. ترک گفتن : از دست چرا هشت سر زلف تو حافظ تقدیر چنین بود چه کردی که نهشتی؟ حافظ. - از یاد هشتن؛ از دست هشتن. رها کردن. فراموش کردن : جز یاد تو در خاطر من نگذرد ای جان با آنکه تو یکباره ام از یاد بهشتی.سعدی. || روان کردن : به جایی نخوابد عقاب دلیر که آبی توان هشتن او را به زیر.نظامی. || آویختن. (برهان). رجوع به فروهشتن و فروهلیدن و هلیدن شود.

کلمات هم‌قافیه با «هشتن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید