معنی هشتده
5 بازدید
[ هَ دَهْ ] (عدد، ص، اِ) توصیفی عددی، هژده. (ناظم الاطباء): اندر ملک هشتده سال بماند و او را دو پسر بود. (تاریخ بلعمی). و چون از ملک او هشتده سال گذشته بود عیسی را به آسمان بردند. (تاریخ بلعمی).
کلمات همقافیه با «هشتده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر