معنی هشاشة
5 بازدید
[ هَ شَ ] (ع مص) شادمانی و سبکی نمودن. || خورسند شدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به هشاش شود. || نرم و سست شدن. (اقرب الموارد).[ هَ شْ شا شَ ] (ع ص) قربة هشاشة؛ مشکی که از وی آب چکد به سبب تنکی پوست. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). و السید عاصم آن را به تخفیف ضبط کرده است. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هشاشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر