معنی هستکننده
5 بازدید
[ هَ کُ نَ نْ دَ / دِ ] (نف مرکب) آفریننده و به وجودآورنده : و مر آن هست کنندهٔ وحدت را و پدیدآرندهٔ واحد را بدو مبدع گفتند... (جامع الحکمتین ناصرخسرو ص ۱۴۷).
کلمات همقافیه با «هستکننده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر