معنی هستان
6 بازدید
[ هَ ] (اِ) وجود و هستی و بُوِش و فرتاش. (ناظم الاطباء).[ هَ ] (اِخ) دهی است از دهستان جی از بخش حومهٔ شهرستان اصفهان. آب آن از زاینده رود و چاه و محصول عمده اش غله، پنبه و میوه و سکنهٔ آن ۱۴۸ تن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «هستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر