معنی هزینه

معنی هزینه

7 بازدید
[ هَ نَ / نِ ] (اِ) بر وزن و معنی خزینه باشد. (برهان). به این معنی ظاهراً مبدل خزینه و ممال خِزانهٔ عربی است. (از حاشیهٔ برهان چ معین): اگر دیگران هزینهٔ مال کنند تو خزینهٔ اعمال کن... (ملا حسین واعظ از حاشیهٔ برهان چ معین). || به معنی خرج هم هست که نقیض دخل باشد. (برهان): چهارهزار درم حاصل کرد بیرون از هزینه و ضیعتی نیکو. (تاریخ بیهقی). و چهارهزار درم دیگر او را ده تا در وجه هزینه و ولیمه کند. (تاریخ بیهقی). اگر نَبْوَد وگر چیزی نباشد ز گفتار نکو کمتر هزینه.ناصرخسرو. سیم بهر هزینه دارد شاه لعل بهر خزینه دارد شاه.سنائی. هرچه فلک را سعادت است به هر دم بر سر صاحب نثار باد هزینه.سوزنی. به دخل و خرج دلم بین بدان درست که هست خراج هر دو جهان یکشبه هزینهٔ من. خاقانی. ناورم رخنه در خزینهٔ کس دل دشمن کنم هزینه و بس.نظامی. ترکیب ها: - هزینه شدن. هزینه شمردن. هزینه کردن. رجوع به این مدخل ها شود. || نفقهٔ عیال یعنی روزمره که به جهت زن و فرزند مقرر کنند. (برهان): همه عالم عیال جود تواَند او دهَدْشان هزینه و کابین.ابوالفرج رونی. داری روا اگر ز تو یابند حاسدان در زندگی هزینه و در مردگی کفن.معزی. || (ص) به معنی هرروزه و پیوسته هم آمده است. (برهان).

کلمات هم‌قافیه با «هزینه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید