معنی هزیمت شدن

معنی هزیمت شدن

6 بازدید
[ هَ مَ شُ دَ ] (مص مرکب) شکست خوردن و گریزان شدن : هزیمت شد از وی سپاه قلون به یکبارگی بخت او شد نگون.فردوسی. بدین گونه بود او همی روز جنگ اگر زو هزیمت شوم نیست ننگ.فردوسی. نشاطی برپای شد که گفتی در این بقعت غم نماند و همه هزیمت شد. (تاریخ بیهقی). چون بوعلی بدید هزیمت شد و در رود گریخت. (تاریخ بیهقی). زدنی سخت استوار چنانکه هزیمت شدند. (تاریخ بیهقی). هزیمت شد همانا خیل بلبل ز بیم زنگیان بی زبانت.ناصرخسرو. نیزه بر شهرک زد و شکست و درحال کفار هزیمت شدند. (ابن بلخی). گویی شود هزیمت هجر آخر از وصال نیکو غنیمتی است نگارا اگر شود. مسعودسعد. تا از ظُلَم به جمله غنیمت برد ضیا تا از ضیا به طعنه هزیمت شود ظُلَم. مسعودسعد.

کلمات هم‌قافیه با «هزیمت شدن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید