معنی هزبرافکن
6 بازدید
[ هِ زَ اَ کَ ] (نف مرکب) شیرافکن. شیراوژن. شیرکش. شجاع. دلیر: دریغ آن هزبرافکن گردگیر دلیر و جوان و سوار و هژیر.فردوسی. بهومان سپرد آن زمان قلبگاه سپاهی هزبرافکن و رزم خواه.فردوسی. یل اژدهاکش به گرز و به تیر سوار هزبرافکن و گُردگیر.اسدی.
کلمات همقافیه با «هزبرافکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر