معنی هزارپای
5 بازدید
[ هَ / هِ ] (اِ مرکب) هزارپا. هزارپایه. صدپایه. (یادداشت به خط مؤلف): سوار با سر اندر شدی بدو و از آن برون شدی همه تن چون هزارپای به سر. فرخی.
کلمات همقافیه با «هزارپای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر