معنی هزاره

معنی هزاره

4 بازدید
[ هَ / هِ رَ / رِ ] (اِ) پهلوی هزارک . هزار سال پس از تاریخ معیّن. (حاشیهٔ برهان چ معین). هزار سال. ده صد سال. یک دورهٔ هزارساله از تاریخ. (از یادداشتهای مؤلف): از وقت آدم تاکنون هفت هزارسال است و این هزارهٔ آخرین است. (مجمل التواریخ و القصص). || جشنی که در هزارمین سال تولد کسی برپا کنند. یادبود هزارمین سال. مراسمی که هزارسال پس از واقعهٔ مهمی بیاد آن برپا شود، مانند هزارهٔ فردوسی که تقریباً هزار سال پس از تولد فردوسی بوده است یا هزارهٔ ابوریحان یا بوعلی و غیره. (از حاشیهٔ برهان چ معین). || نوعی از گل. || قسمی فواره. (آنندراج).
[ هَ / هِ رَ / رِ ] (اِ) حصهٔ پایین دیوار. (حاشیهٔ برهان چ معین). ایزار. ایزاره. ازار. ازاره، و آن قسمی از دیوار است که با آجر و سنگ و جز آن از زمین بردارند تا کف تاقچهٔ زیرین. (یادداشت به خط مؤلف). چینه کشی پای دیوار است که ارتفاع مشخصی ندارد و معمولاً در حدود یک متر بالا آورند.
[ هِ / هَ رَ ] (اِخ) قومی از افاغنه. (آنندراج). طایفه ای از عشایر شیعی مذهب. (یادداشت به خط مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «هزاره»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ره» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید