معنی هزاردوست
5 بازدید
[ هَ / هِ ] (ص مرکب) هرجایی. آنکه هر روز دوست تازه گیرد: معشوق هزاردوست را دل ندهی ور میدهی آن دل به جدایی بنهی.سعدی.
کلمات همقافیه با «هزاردوست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر