معنی هزارخانه
6 بازدید
[ هَ / هِ نَ / نِ ] (اِ مرکب) هزارلا. سی تو. (حاشیهٔ برهان چ معین). هزارتو. قسمتی از احشاء گیاه خواران مانند گوسفند و گاو که چندین لا دارد. (یادداشت به خط مؤلف). شکنبهٔ گوسفند. (آنندراج). چیزی است که با شکنبهٔ گوسفند می باشد، و شکنبه را نیز گویند. (برهان). || هزاربیشه. (یادداشت به خط مؤلف). رجوع به هزاربیشه شود.
کلمات همقافیه با «هزارخانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر