معنی هزاربنده
6 بازدید
[ هَ / هِ بَ دَ / دِ ] (اِخ) به گفتهٔ بلعمی لقب مهرنرسی از فرزندان اسفندیار است که یزدگرد اوّل ساسانی او را وزارت داد و بهرام گور نیز این شغل بدو سپرد و مردمان از وزارت او شادمان بودند. رجوع به تاریخ بلعمی ص ۹۴۴ شود.
کلمات همقافیه با «هزاربنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر