معنی هزاربد
6 بازدید
[ هَ بَ ] (اِ مرکب) در تشکیلات مرکزی حکومت ساسانی وزیر بزرگ را هزاربد می گفتند که به زبان پهلوی ساسانی هزارپتی میشود. (از ایران در زمان ساسانیان تألیف کریستن سن ترجمهٔ رشید یاسمی چ ۲ ص ۱۳۳).
کلمات همقافیه با «هزاربد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بد» برای سرودن شعر