معنی هزاراسف
5 بازدید
[ هَ زا اَ ] (اِخ) ابن نماور. نام یکی از حکام پادوسبانان یا فادوسبانان در مازندران بوده است. (از سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۹۲ از ترجمهٔ فارسی). رجوع به پادوسبانان شود.[ هَ زا اَ ] (اِخ) هزاراسب. رجوع به هزاراسب شود.
کلمات همقافیه با «هزاراسف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سف» برای سرودن شعر