معنی هریر
5 بازدید
[ هَ ] (ص) به معنی کننده است که فاعل کردن باشد. (برهان). مصحف یا مجعول است. (از حاشیهٔ برهان چ معین).[ هَ ] (ع مص، اِ) زنوییدن سگ و زونویه. (تاج المصادر بیهقی). بانگ کردن سگ. (یادداشت به خط مؤلف). بانگ سگ از سرما کمتر از نباح. و یوم هریر روزی است که در آن میان بکربن وائل و تمیم جنگ شد و حارث بن بیبة، سید تمیم کشته شد. || مکروه و ناپسند داشتن چیزی را. (منتهی الارب). دشخوار داشتن چیزی را. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر اللغة زوزنی).[ هَ ] (اِخ) (لیلة الـ ...) رجوع به لیلةالهریر شود.[ هُ رَ ] (اِخ) (یوم الـ ...) جنگی که میان بکر و بنی تمیم واقع شد و در آن حارث بن بیبةالمجاشعی کشته شد. (از مجمع الامثال میدانی). رجوع به هَریر شود.[ هَ ] (اِخ) بقول ابن الندیم یکی از بلغای عشرهٔ ناس است. (یادداشت به خط مؤلف).
کلمات همقافیه با «هریر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر