معنی هرکل
5 بازدید
[ هِ رَ ] (یونانی، ص) ضخیم از هر چیز. (الجماهر ابوریحان ص ۱۴۳).[ هِ رَ ] (اِخ) رجوع به هراکلس و هرکول شود.[ ] (اِخ) تیره ای از طایفه های ایل چهارلنگ بختیاری. (جغرافیای سیاسی مسعود کیهان ص ۷۶).[ هِ کَ ل ل ] (ع اِ) نوعی رفتار. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هرکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر