معنی هرچه

معنی هرچه

6 بازدید
[ هَ چِ ] (ضمیر مبهم مرکب، ق مرکب) آنچه. هر اندازه. هر آنچه. هر آنچیزی که. همهٔ آنهایی که. هرجا که : هر چه در عالم دغا و مسخره بوده ست از حد فرغانه تا بغزنی و قزدار. نجیبی فرغانی. هر چه بخواهد بده که گنده زبانست دیو رمنده نه کنده داند و نه رش. منجیک ترمذی. هر چه بر الفاظ خلق مدحت رفته ست یا برود تا بروز حشر، تو آنی.رودکی. هر چه تانی وز آن فرو مولی نشمرند از تو آن به بشکولی.رودکی. از تو دارم هرچه در خانه خنور وز تو دارم نیز گندم در کنور.رودکی. کنم هر چه دارم به ایشان یله ز گیتی گرفتم یکی بیغله.فردوسی. سخن هر چه پرسم همه راست گوی به کژّی مکن رای و چاره مجوی.فردوسی. و زو هر چه آباد بینی بسوز شب آور هر آنجا که باشی به روز.فردوسی. بلی هرچه خواهد رسیدن به مردم بر آن دل دهد پیشتر ز آن گوایی.فرخی. - هر چه باداباد؛ آنچه باید باشد میشود. (ناظم الاطباء). مانند المقدر کائن. (یادداشت به خط مؤلف): دوست از من ترا همی طلبد رو بر دوست هر چه باداباد.فرخی. شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد زدیم بر صف رندان و هرچه باداباد.حافظ. || اگر پیش از صفات تفضیلی درآید معنی صفت عالی میسازد: دستیار و ستور و کار سفر ساخته کرده هر چه نیکوتر.عنصری. دور بودن ز چنان روی غمی است هر چه دشوارتر و هر چه بتر.فرخی. به راهی رود هر چه ستوده تر. (تاریخ بیهقی). تنی چند بگزینند هر چه ناصح تر و فاضل تر. (تاریخ بیهقی). بازگردانیده می آید بانواخت هر چه تمامتر. (تاریخ بیهقی). میخواستیم که ثمرهٔ آن از حطام دنیوی هر چه کاملتر بیابد. (کلیله و دمنه). و اثر اصطناع پادشاه بر این کرامت هر چه شایعتر شد و من بنده بدان مسرور و سرخروی گشتم. (کلیله و دمنه). کار نیشابور در عهد ریاست او نظامی هر چه تمامتر گرفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی) . - هر چه نه بدتر؛ آنچه شایستهٔ گفتن و اظهار کردن و نام بردن نیست. عورات.

کلمات هم‌قافیه با «هرچه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «چه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید