معنی هرچ

معنی هرچ

7 بازدید
[ هَ ] (ضمیر مبهم مرکب، ق مرکب) مخفف هرچه و این تخفیف را برای نگاهداشت وزن شعر روا دارند. (یادداشت به خط مؤلف). هرچه. هر چیزی که. هر آنچه : از زمی برجستمی تا چاشدان خوردمی هرچ اندرو بودی ز نان.رودکی. جز از رستنیها نخوردند نیز ز هرچ از زمی سر برآورد نیز.فردوسی. که من شهریار ترا کهترم بهرچ او بفرمود فرمانبرم.فردوسی. ملک همه آفاق بدو روی نهاده ست هرچ آن پدرش را نگشاد او بگشاده ست. منوچهری. چنین گفت کت خوابگاه این زمی است برو خفتگانند هرچ آدمیست.اسدی. ستاننده چابک ربائی است زود که نتوان ستد باز هرچ آن ربود.اسدی. نه هر گوهر که پیش آید توان سفت نه هرچ آن بر زبان آید توان گفت.نظامی. - هرچت؛ هر چه ترا. هر چه از تو یا بتو یا برای تو: ز بهرام و از رستم نامدار ز هرچت بپرسم به من بر شمار.فردوسی. گرایدون که هرچت بپرسم تو راست بگویی، همه بوم ترکان تراست.فردوسی. - هرچش؛ هرچه اش. هر چه او را: ز هرچش بپرسم نگوید تمام فرخ زاد گوید که هستم به نام.فردوسی. ز پیغام هرچش به دل بود نیز به گفتار بر نامه بفزود نیز.فردوسی. - هرچم؛ هرچه ام. هرچه مرا یا از من : که من شهریار ترا کهترم به هرچم بفرمود فرمانبرم.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «هرچ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رچ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید