معنی هروم
7 بازدید
[ هَ ] (ع ص) زن پلید بدخوی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ هَ ] (اِخ) نام پهلوانی و دلاوری است. (برهان).[ هَ ] (اِخ) نام شهر زنان و بعضی گویند نام شهری است که در این زمان بردع می گویندش. (برهان): هرومش لقب بود از آغاز کار کنون بردعش خواند آموزگار.نظامی. رجوع به بردع شود.
کلمات همقافیه با «هروم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر