معنی هرنج
5 بازدید
[ هَ رَ ] (اِ) آن قسمت از قنات که رویش باز است و پوشیده نیست. (یادداشت به خط مؤلف). فُرُنج. رجوع به فرنج شود.[ هَ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان وسط بخش طالقان شهرستان تهران واقع در ۶ هزارگزی شمال طالقان جایی است کوهستانی و سردسیر و دارای ۸۸۸ تن سکنه. از چشمه سارها و رودخانهٔ محلی مشروب میشود. محصول عمده اش غله، یونجه و میوه است. شغل اهالی زراعت و کرباس و گلیم بافی، جاجیم و قالیچه بافی است. آثار قلعهٔ خرابه ای در ۸ هزارگزی شمال ده روی کوه مشاهده میشود که به قلعه منصور معروف است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).[ هَ رَ ] (اِخ) دهی است از دهستان لاهیجان از بخش حومهٔ شهرستان مهاباد واقع در ۳۵ هزارگزی باختر مهاباد و ۲۰ هزارگزی خاور راه خانه به نقده جایی است کوهستانی، معتدل و دارای ۳۰۵ تن سکنه. از رودخانهٔ آواجیر مشروب میشود و محصول عمده اش غله، توتون، حبوبات و کار مردم زراعت، گله داری و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «هرنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر