معنی هرمیس
3 بازدید
[ هِ ] (ع اِ) شیر سخت خونخوار. (منتهی الارب). الهرامس. (اقرب الموارد). || گاومیش. (منتهی الارب). || کرگدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به هُرامِس شود.
کلمات همقافیه با «هرمیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر