معنی هرمزدآباد
6 بازدید
[ هُ مَ ] (اِخ) از رستاق فراهان. (تاریخ قم ص ۱۱۹). رجوع به هرمزآباد شود.[ هُ مَ ] (اِخ) از رستاق ساوه و طسوج فیستین. (تاریخ قم ص ۱۱۴). رجوع به هرمزآباد شود.[ هُ مَ ] (اِخ) از دیهیهای جبل. (تاریخ قم ص ۱۳۶). رجوع به هرمزآباد شود.[ هُ مَ ] (اِخ) از رستاق قاسان. (تاریخ قم ص ۱۱۸). رجوع به هرمزآباد شود.[ هُ مَ ] (اِخ) از مزارع اروندجرد. (تاریخ قم ص ۱۳۹). رجوع به هرمزآباد شود.
کلمات همقافیه با «هرمزدآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر