معنی هرمة
5 بازدید
[ هَ مَ ] (ع اِ) یکی از هرم. (منتهی الارب). واحدةالهرم. (اقرب الموارد). رجوع به هرم شود.[ هَ رِ مَ ] (ع ص، اِ) مؤنث هرم. ج، هرمات، هَرمی ََ. (منتهی الارب). || شیر ماده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ هَ مَ ] (اِخ) چاهی است در هرم بنی عوال در کوه غطفان از اکناف حجاز. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «هرمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر