معنی هرق
7 بازدید
[ هَ ] (ع مص) ریختن آب را. (اقرب الموارد).[ هِ ] (ع اِ) جامهٔ کهنه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ هِ رِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سراجو از بخش مرکزی شهرستان مراغه که در ۱۲ هزارگزی خاور مراغه و ۳۵۰۰گزی شمال راه مراغه به قره آغاج واقع شده و جایی معتدل و دارای ۶۴۹ تن سکنه است. آب آن از چشمه ها تأمین میشود. محصول عمده اش غله، کرچک، بادام، کشمش، توتون و کار مردم زراعت و کرباس بافی و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «هرق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر