معنی هرف
7 بازدید
[ هَ ] (ع مص) فزونی و درازنفسی نمودن در مدح و ثنا بشگفت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). غلو. (یادداشت به خط مؤلف). || ستودن بی دانست و خبر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || ستایش چیزی از شگفتی بدان. (اقرب الموارد). || زود رساندن نخله بر خود را. (منتهی الارب). در اقرب الموارد به این معنی تهریف آمده است. رجوع بدان شود.
کلمات همقافیه با «هرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر