معنی هرض
6 بازدید
[ هَ رَ ] (ع اِ) گرخشک که بر اندام برآید از حرارت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به هرص شود.[ هَ ] (ع مص) دریدن جامه را. (منتهی الارب). مزق الثوب. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هرض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رض» برای سرودن شعر