معنی هردری
6 بازدید
[ هَ دَ ] (ص نسبی) هرجایی. آنکه هردم به دری روی آورد. که هردم به در خانه ای رود: آن یکی نوری ز هر عیبی بری وین یکی کوری، گدایی هردری.مولوی. || بی پایه. بی اساس. بی ربط: دعوی او سرسری بوده ست و سخن او هردری. (جهانگشای جوینی). رجوع به هرجایی شود.
کلمات همقافیه با «هردری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر