معنی هربذ
7 بازدید
[ هِ بِ ] (معرب، اِ) هربد. یعنی مجاور آتشکدهٔ هنود یا مردم باقدر و عالم ایشان. (منتهی الارب). نگهبانان آتشکده های هند و آنها براهمه اند و گویند بزرگان هند و علمای آن دیارند. (اقرب الموارد). || خادم آتشکدهٔ مغان. (منتهی الارب). و گویند خدم آتشکدهٔ مجوس اند و این لغت فارسی است. (اقرب الموارد). || قاضی گبران. ج، هرابذة. (منتهی الارب). رجوع به هرابذة و هربد شود.
کلمات همقافیه با «هربذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بذ» برای سرودن شعر