معنی هربان
6 بازدید
[ هَ رَ ] (ع مص) گریختن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || شتافتن در راه رفتن. || دور شدن در زمین. || غرق شدن در کاری. (اقرب الموارد). || نیمهٔ میخ فروشدن به زمین. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به هرب شود.
کلمات همقافیه با «هربان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر