معنی هران
5 بازدید
[ هِ ] (اِخ) قلعه ای است به دمار از یمن. (منتهی الارب). از دزهای دمار است در یمن. (معجم البلدان).[ هَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خروسلو بخش گرمی شهرستان اردبیل که در ۱۴ هزارگزی باختر گرمی و یکهزارگزی راه شوسهٔ گرمی واقع و دارای ۲۱ تن سکنه است. از چشمه ها و رودخانهٔ درآورد مشروب میشود. محصول عمده اش غلات و کار مردم زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «هران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر