معنی هراس داشتن

معنی هراس داشتن

3 بازدید
[ هَ تَ ] (مص مرکب) ترسیدن. هراسیدن : از این بگذری سفله آن را شناس که از پاک یزدان ندارد هراس.فردوسی. که دارند روز و شب از بس هراس به هر کوه دیده، به هر دیر پاس.اسدی. نه نه کارم ز فلک نیک بد است من هراس از بتری خواهم داشت.خاقانی. چنین گفت مرد حقایق شناس از این هم که گفتی ندارم هراس.سعدی. عمل گر دهی مرد منعم شناس که مفلس ندارد ز سلطان هراس.سعدی. گرش پای بوسی نداردت پاس ورش خاک پاشی ندارد هراس.سعدی. رجوع به هراس شود.

کلمات هم‌قافیه با «هراس داشتن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید