معنی هرار
5 بازدید
[ هُ ] (ع مص) به بیماری هرار مبتلا گردیدن. || روان شدن شکم کسی چندانکه بمیرد. روان شدن شکم شتر از هر بیماری که باشد. (منتهی الارب). رجوع به هُرّ شود.[ هُ ] (ع اِ) بیماریی است مانا به ورم، که میان گوشت و پوست شتر حادث شود و پوست را بپراند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ هَ رْ را ] (ع ص) سگ بسیاربانگ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || (اِخ) نام اسب معاویةبن عباده. (منتهی الارب).[ هَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان جاوید بخش فهلیان شهرستان کازرون که در ۱۴ هزارگزی خاور فهلیان واقع شده و ۳۲ تن سکنه دارد. شامل دو بخش است که هرار پایین و بالا خوانده میشود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ هُ ] (اِخ) جایی است در طرف صمان از بلادتمیم و گویند قفی است در یمامه. (معجم البلدان).[ ] (اِخ) دهی بوده است از ولایت دزمار آذربایجان در شمال تبریز. (از نزهةالقلوب چ لیدن ص ۸۸). اکنون دهی بدین نام نیست.
کلمات همقافیه با «هرار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر