معنی هراد
4 بازدید
[ هِ ] (ع مص) اراده کردن. (از ناظم الاطباء). هرادة. رجوع به هرادة شود.
کلمات همقافیه با «هراد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر