معنی هراءة
[ هَ ءَ ] (ع مص) سخت شدن سرما بر کسی چنانکه خواهد بکشد او را. (منتهی الارب). هرء. (اقرب الموارد). || کشتن سرما کسی را. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || سخت سرد گردیدن باد. (منتهی الارب). شدت یافتن سردی باد. (اقرب الموارد). || نیک پختن گوشت را. (منتهی الارب). نیک پخته شدن گوشت تا آنکه از هم باز شود. (از اقرب الموارد). || سرد گردانیدن مال و قوم را. (منتهی الارب). رجوع به هرء شود.
کلمات همقافیه با «هراءة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ءة» برای سرودن شعر