معنی هرآیینه
6 بازدید
[ هَ نَ / نِ ] (ق مرکب) هرآینه. ناچار و لاعلاج و لابد و بی شک و بی دغدغه و علی کل حال : ندارم هرآیینه از شاه راز و گرچه بخواهد ز من گفت باز.فردوسی. هرآیینه خرد داری و دانی که تو امروز در شهر کسانی. فخرالدین اسعد. || (ص) ظاهر و روشن. || واجب. (برهان). رجوع به هرآینه شود.
کلمات همقافیه با «هرآیینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر