معنی هذیان
6 بازدید
[ هَ ذَ ] (ع مص) بیهوده دراییدن از بیماری و خواب و جز آن. (منتهی الارب). چرند و پرند. گفتار بیهوده. پرت و پلا. (یادداشت به خط مؤلف). تکلم غیرمعقول از بیماری یا جز آن. (اقرب الموارد): من این همه ز طریق مطایبت گفتم مگر نگویی کاین ژاژ باشد و هذیان.فرخی. اکنون صفت بچهٔ انگور بگویم کاین هر صفتی در صفت او هذیان است. منوچهری. نخیزد دشمنی الا ز هذیان تو هذیان بر زبان خود مگردان. ناصرخسرو. - هذیان گفتن. رجوع به هذیان گفتن و نیز رجوع به هذی شود.
کلمات همقافیه با «هذیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر