معنی هذلول
5 بازدید
[ هُ ] (ع ص، اِ) مرد سبک. || سبک از تیر و گرگ. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || اسب دراز درشت اندام. (منتهی الارب). اسب دراز سخت اندام. (اقرب الموارد). || پشتهٔ خرد. (منتهی الارب). تل صغیر. (اقرب الموارد). || آبراههٔ خرد. || ریگ ریزه. || آفت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || فتنه. (منتهی الارب). || اول شب یا بقیهٔ آن. || باران که از دور دیده شود. || ابر باریک. ج، هذالیل. (اقرب الموارد) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «هذلول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر