معنی هدم

معنی هدم

7 بازدید
[ هَ / هَ دَ ] (ع ص) خون رایگان و باطل. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به هدر شود.
[ هِ ] (ع اِ) جامهٔ کهنه و درپی کرده یا خاص است به گلیم پشمینه. ج، اهدام، هِدَم. (منتهی الارب). و جمع هِدَم نادر است. (اقرب الموارد). || (ص)پیر سالخورده. || موزهٔ کهنه. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
[ هَ دَ ] (ع مص) سخت گشن خواه گردیدن ناقه. (منتهی الارب).
[ هَ ] (ع مص) دوار سر رسیدن مرد را از سواری کشتی. || پشت شکستن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || هدام عارض شدن مرد را. (از اقرب الموارد). || شکستن بنا. (منتهی الارب). شکستن و افکندن بناء. (اقرب الموارد). || ویران کردن. (منتهی الارب). ویرانی : و حوادث و آفات عارضی چون مار و کژدم و سباع... باد و باران و هدم... در کمین. (کلیله و دمنه). گنج زیر خانه است و چاره نیست پس ز هدم خانه مندیش و مایست.مولوی. از ابطال سوابق صنایع و هدم قواعد عوارف محترز می شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). بفرمود تا دست نهب و ارهاق و هدم و احراق بر دیار و امصار او دراز کردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).
[ هِ دَ ] (ع اِ) جِ هِدم. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
[ هَ دِ ] (ع ص) مخنث. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
[ هَ دَ ] (ع اِ) آنچه از کرانهٔ چاه فرودریده در چاه افتاده باشد: دماؤهم بینهم هدم ای هدر. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). || هرچه ویران شود و فروافتد. || آنچه از گیاه در سال اول باقی مانده. (اقرب الموارد).
[ هِ ] (اِخ) نام مردی است. (منتهی الارب). هدم بن زید کلبی از فصحای عرب است. (ابن الندیم).
[ هَ دَ ] (اِخ) زمینی است. (منتهی الارب). در شعر زهیر نام آن آمده است. (معجم البلدان).
[ هُ دُ ] (اِخ) آبی است در پشت وادی القراء. (از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «هدم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید