معنی هدل
5 بازدید
[ هَ دِ ] (ع ص) شتر آونگان لفج. (منتهی الارب). الجمل طویل المشفر. (اقرب الموارد).[ ] (اِ) حضض است. (فهرست مخزن الادویه).[ هِ ] (ع ص) خفته و ترش شده: لبن هدل؛ شیر خفته و ترش شده. (منتهی الارب). اِدل. (اقرب الموارد).[ هَ دَ ] (ع مص) آونگان گردیدن لفج شتر. (منتهی الارب). آونگان گردیدن مشفر. (اقرب الموارد). || آونگان لب گردیدن شتر. (منتهی الارب). قرحه ناک گردیدن شتر و آونگان شدن مشفر آن. (اقرب الموارد).[ هَ ] (ع مص) فروهشتن و آویختن چیزی را. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «هدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر