معنی هدف

معنی هدف

5 بازدید
[ هَ ] (ع مص) درآمدن در هدفة. (منتهی الارب). دخول. (اقرب الموارد). || به پنجاه نزدیک گردیدن. || کسل مند گردیدن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || سست شدن. (منتهی الارب). ضعیف شدن. (اقرب الموارد). || شتافتن بسوی چیزی. (اقرب الموارد).
[ هِ ] (ع ص) تن دار جسیم. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
[ هَ دَ ] (ع اِ) هر چیز بلند و برافراشته از بنا و ریگ توده و کوه و پشته و مانند آن. || مرد بزرگ جثه. || نشانهٔ تیر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد): خیل سحاب از هر طرف رنگین کمان کرده به کف باران چو تیری بر هدف دستی توانا ریخته. خاقانی. مویی شدم که موی شکافم به تیر نطق کآسیب طالعم هدف اضطرار کرد.خاقانی. کمان ابرویش گر شد گره گیر کرشمه بر هدف میراند چون تیر.نظامی. ز آن دعای شبانه شبگیری ترسم افتد بدین هدف تیری.نظامی. کمان خواست از دایه و چوبه تیر گهی کاغذش بر هدف گه حریر.نظامی. گاه باشد که کودکی نادان بغلط بر هدف زند تیری.سعدی (گلستان). ناوکش را جان درویشان هدف ناخنش را خون مسکینان خضاب.سعدی. دری هم برآید ز چندین صدف ز صد چوبه آید یکی بر هدف. سعدی (بوستان). تیر چون از کمان سست آید از کجا بر هدف درست آید.اوحدی. - هدف گیری؛ نگریستن نشانه و هدف به دقت پیش از آنکه تیر بیندازند. - هدف وار؛ مانند هدف و نشانه ای که تیر بر آن افکنند: کاغذین جامه هدف وار علی اللََّه زنیم تا به تیر سحری دست قدر بربندیم.خاقانی. || در تداول، آنچه آدمی برای رسیدن بدان بکوشد از جاه و مال و جز آن. مقصود. غایت. - باهدف؛ آنکه زندگی را بیهوده نگذراند و در کارهای خود هدفی دارد. - بی هدف؛ مقابل باهدف. || (ص) بسیارخواب. (منتهی الارب). سنگین بسیارخواب. (اقرب الموارد). || گران ناسازوار بی خیر. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). ج، اهداف. (اقرب الموارد). || (اِ صوت) کلمه ای است که بدان گوسپند و بز را به دوشیدن خوانند. (منتهی الارب). رجوع به «هدف هدف» شود.

کلمات هم‌قافیه با «هدف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید