معنی هدج
6 بازدید
[ هَ ] (ع مص) به رفتار پیران رفتن. || لرزان رفتن شترمرغ. || ناله و صدا کردن باد. (از اقرب الموارد). رجوع به هدجان و هداج و هدجة شود.
کلمات همقافیه با «هدج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دج» برای سرودن شعر