معنی هداد
6 بازدید
[ هَ ] (ع اِمص) رفق و تأنی. «هدادیک» گویند به صورت تثنیه. (از اقرب الموارد). || (ص) قوم هداد؛ مردم ترسو. (از اقرب الموارد).[ هَ دْ دا ] (اِخ) ابن شرجیل. یکی از ملوک یمن پدر بلقیس زوجهٔ سلیمان بن داود علیهاالسلام. (یادداشت به خط مؤلف).
کلمات همقافیه با «هداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر