معنی هجه
6 بازدید
[ هِ جِ ] (اِخ) دهی است از دهستان میشه پاره بخش کلیبر شهرستان اهر، واقع در دوازده هزار و پانصدگزی باختر کلیبر و ۱۳ هزارگزی راه شوسهٔ اهر به کلیبر. ناحیه ای است کوهستانی، معتدل و دارای ۱۳۱ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ قره سو و چشمه و محصول آن غلات است. اهالی به زراعت و گله داری مشغولند و صنایع دستی آنان قالی و گلیم بافی است. راه مالرو دارد این ده به دو محل نزدیک بهم به نام هجه بالا و پائین تقسیم شده. جمعیت هجهٔ بالا ۵۸ تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «هجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر