معنی هجری

معنی هجری

6 بازدید
[ هِ ری ی ] (ع ص نسبی) منسوب به هجرت نبوی. تاریخ هجری که از سال ۶۲۲ م. آغاز میشود. (یادداشت به خط مؤلف). رجوع به «تاریخ هجری» شود.
[ هَ جَ ری ی ] (ص نسبی) منسوب به هجر که از بلاد اقصی یمن باشد. (سمعانی). منسوب به هجر. (منتهی الارب).
[ هِ ] (اِخ) اصفهانی. میرزاصادق. رجوع به صادق شود.
[ هِ ] (اِخ) ... افشار. پسر سلطان افشار و موسوم به قاسم بیک و متخلص به هجری است. ترکیب بند مسدسی گفته است که شهرت دارد و این بیت هم از اوست: من نه آنم که مرا از تو شکایت باشد من و اظهار غمت این چه حکایت باشد. (از مجمع الخواص ص ۷۲).
[ هِ ] (اِخ) اندجانی (ملا...) مردی فقیر است. در اوایل لوند و اوباش بود. اما آخر روی به گوشهٔ فقر و درویشی آورد. از اوست این مطلع: بر رخ نشسته گرد ملامت بسی مرا نبود عجب اگر نشناسد کسی مرا. (از مجالس النفائس امیر علیشیر نوایی چ حکمت ص ۱۵۵). از شعرای گمنام قرن نهم و معاصر مؤلف مجالس النفائس است.
[ هِ ] (اِخ) تفرشی. اسمش میرزا ابوالقاسم ولد میرزا صادق تفرشی بوده. در اصفهان تحصیل کرده و به رشت رفته و در آنجا از خوان اکرام و انعام هدایت اللََّه خان رشتی مائده خوار بوده تا رحلت نموده است. او راست: خوش آنکه چون از دست او من نالم او خنجر زند من نالهٔ دیگر کنم او خنجر دیگر زند. (از مجمع الفصحاء ج ۲ ص ۱۷۲).
[ هِ ] (اِخ) فرغانی. رجوع به هجری اندجانی شود.
[ هَ جَ ری ی ] (اِخ) ... معلم. زهربن جنادهٔ هجری معلم، مکنی به ابوعبداللََّه از عطاء و ابن بریده روایت دارد، عیسی بن یونس و ابونمیله را از وی روایت است. (اللباب فی تهذیب الانساب).
[ هِ ] (اِخ) هراتی. ملاهجری فرزند هرات است. افیون بسیار میخورد. از اوست این مطلع: ای که با مدعیان کار تو لطف و کرم است در حق اهل وفا این چه جفا و ستم است. (از مجالس النفائس، امیر علیشیر نوائی ص ۱۶۵). هجری از شعرای قرن نهم است.
[ هِ ] (اِخ) یزدی. محمد شریف. شاعر یزدی. اصلاً تهرانی بوده و چون در یزد نشو و نما یافته به هجری یزدی مشهور شده و مدتی از طرف شاه تهماسب صفوی (۹۳۰ - ۹۸۴ هـ . ق.) به فرمانداری یزد منسوب شده و یکبار در اثر حسن خدمت به وزارت رسیده است. معروف است که در دوران وزارت دو برادر به نام «سلامی» و «کلامی» اشعار ناپخته ای برای او برده و انتظار صله داشته اند. هجری از سماجت آن ها به تنگ می آید و این بیت را میسراید: دو چیز است بدتر ز تیغ حرامی، سلام «کلامی»، کلام «سلامی». وفات هجری در سال ۹۸۰ هـ . ق. اتفاق افتاده است. (ریحانةالادب ج ۴ از تاریخ یزد ص ۳۴۹).

کلمات هم‌قافیه با «هجری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید